Saata Kharaban

Saata Kharaban

دوباره رفتي با غريبه همون كه گفتي داد فريبت
همون كه عاشقونه دادي دل بهشو گفتي هيچكي مارو باهم نبينه
امان از روزگار بد امان از سادگيه من
امان از لحظه هاي تلخ بي تو بودن 
دوباره نه...
تويي كه رفتي زدي آتيش به خونه منم كه تنها داغونُ ويرونه كجايي برگرد، كجايي برگرد ديوونه.
از وقتي رفتي خستهُ كلافم همچي درهم تاريكِ اتاقم
روزا نميگذرنو انگاري كه ساعتا خرابن...
تويي كه رفتي زدي آتيش به خونه منم كه تنها داغونُ ويرونه كجايي برگرد، كجايي برگرد ديوونه.

Login


Sign Up